هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم

خرید بک لینک
جامعه ای که پرده خوانی و سیاه خوانی رابه باد ِ فنا داده باشد و شعورشحول ِ تنبون ِ رپرای اسقاطی از روی حشیش و اسید بچرخدباید هم دست به دامان شرق و غرباز چین تا کالیفرنیا سرنوشتش را حزب ِ بادخورده ی فلان کشورک رقم بزندکه کپن روغن و کشکش از ماست بودن نیفتد وقتی ادیب و هنرمندانش، وارثان ِ زبان و فرهنگش هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

مرغِ تسمیده به پیکان، بچه پروانه ی زشتبی سرنجام نه شمعیده شدن را می بینی؟! دود نخ نخ پیر آهن راه راهی گم شدههی حمیدم هه خمیدیده شدن را می بینی؟! حمید طاهری (فلانی) فلانی نوشت: خیلی وقته این شعر به جونم افتاده و مثل پنکه شب و روز رو زبونم می چرخه، هر کاری کردم که سکوتش کنم نشد، شاید حکمتی توشه، شا هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

پشتِ میله خواب باشی شب عروسیت باشد تازه گل زشتیِ گاییده شدن را می بینی؟! حمید طاهری (فلانی) فلانی نوشت: Hi مسافر، خانه ی از پدر نداری را سرباز های زندان هم آنقدر که باید نمی فهمند!! تلافی نوشت: دلم گرفته، دلم خیلی گرفته، به زمین فحش می دهم از کاغذ شعر در می آید به آسمان لقد می زنم، از هوا رقص س هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

دانلود ترانه ی یک محزون منِ کمتر اینجا کلیک کنید. فلانی نوشت: دومین کار موسیقیایی ام به زبان مادرم که نه، اما به زبان مادرِ مادرم، پیش از آنکه زبانشان شبیه ِ ایرانی هایی که در ناوطن آبادها به دنیا آمده اند، بریده شده باشد. به زبانِ بی زبانی، اما نه به زبانِ غربتِ آبا اجدادی. به زبانی که تیر، آی هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

تو، نه داوی سرودن داری و نه سروادیک در کوچه باغهای تنهایی از سپیدی و روز افسانه سرودی تو نه چامه را به پیشکاری گرفته شده ای و نه کلک را با شاخ نادرست کرده ای نه در بندواژه ی پسندیده شدن بودی و نه به فزونی پیگیرنده ها می اندیشیدی چه در جهانِ راستین و چه در جهانِ هست نما تو ای فرهو هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

پیش تر ها بود، بسیار پیش ولی نه بسیار کهن پدرم در گیوه های کهنه اش خاک ِ دیرینه ی مان را به آب ِ ارزان داد و درخش را آن چندان کم نرخ در آسمان دید که تندر، اسب ِ بادپای باغچه مان را به نمی دانم کدام باد آمده ی بادرو داد پیش تر ها بود، به سان ایدون که برادرم نرده می ساخت، از نرده ها بالا می رفت پدرم هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

شاه خاکی ِ خرابه، جوجه پنگوئنِ خر پیشِ کوسه خر پرانیده شدن را می بینی؟! حمید طاهری (فلانی) فلانی نوشت: چه بگویم؟! راستی دل ِ پُر چه می دانی به سان ِ چی به چم ِ چناری پس ِ چندین روز برف چتر ِ از شاخه افتاده گنجشکی سرد چه بگویم، راستی دوست ، گاهی گمان می کنم این برف با تکان دادن از سر زمین نمی آ هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 23:40

صفحه بندی